چرا ؟ (از دیدگاه دکتر شریعتی )
این است که ملتی ایمان و عشق دارد و قرآن و نهج البلاغه دارد و علی و فاطمه دارد و
حسین و زینب دارد و یک تاریخ سرخ دارد و سرنوشتش سیاه است.
فرهنگ و مذهب شهادت دارد و مرده است .
من فریاد خشمگین سرزنش آمیزی را می شنوم ،فریاد بر سر گروه دانشمندی که
مسئول عقاید مردم اند و مأمور اسلام محمد و تشیع علی .
فریادی که نمی دانم از حلقوم علی بر می آید یا از عمق ناخودآگاه مردم که :به چه و چه ها مشغولید؟
از چه سخن می گویید ؟
در طول این سال های دراز کو یک کتابی برای مردم تا بدانند که در این قرآن چیست ؟
به جای این همه حمد و ثنا و شعر و تصنیف و نوحه و طنبور در عشق مولا ،چرا زبان مرا در میان مردم
بسته اید ؟
علت اصلی عقیم ماندن ایمان ما به اسلام و محمد و دادعلی و کارحسین این است که
اینها را نمی شناسیم !...
به اینها عشق داریم اما شعور نداریم ، محبت هست و معرفت نیست.
راز این معما که این دین حیات چرا به ما حیات نمی بخشد این است که مردم ما به آن
ایمان دارند اما آگاهی ندارند.
چه کسی باید این آگاهی را می داد؟ عالم....
اگر مردم ما از پیشوایان مذهبشان فقط چند اسم می دانند و چند معجزه و کرامت و مدح و منقبت
و از تمام زندگیشان، روز ولادتشان و شب وفاتشان را و دیگر هیچ ، مقصر عالم است.
شناختن است که ارزش دارد و اثر .
ایمان و عشق پیش از شناختن و انتخاب کردن هیچ نمی ارزد .
قرآنی که نخوانند و نفهمند با هر کتاب دیگری ،با هر دفتر سفیدی برابر است .
برای همین است که آن همه تلاش می کنند که قرآن را نخوانیم و در آن نیندیشیم و نفهمیم
حتی به این بهانه که ما قرآن را نمی فهمیم و به این بهانه که تفسیر به عقل ممنوع است و حرام!
برای همین است که قرآن فریاد می زند که : افلا یتدبرون القرآن
و در جواب دشمنانش که با لحنی دوستانه و از روی دلسوزی قرآن را خیلی خیلی مشکل معرفی
می کنند تا مردم را با آن بیگانه کننند ،به تکرار تصریح می کند که :
و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مذکر قرآن را برای یادآوری آسان کردیم ،آیا هست یاد آوری
(۴ مرتبه در یک سوره کوچک )
و این چنین است که فاطمه چهره ای در پشت مدح و ثناها و گریه ها وناله های همیشگی پیروانش
پنهان مانده است.
+ نوشته شده توسط تنها در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388 و ساعت
0:29 |